اینجا
خیلی روشنه! اصلا مهتابی هاش هم روشنه!!!!!اما.....انصاف ما همیشه پنهونه. انصاف ما تبدیل شده به یه موجود پنهون خجالتی که وقتی لازمش داریم هم نمیاد سراغمون.
حتما خیلی بی انصافیم که حقایق رو نمی بینیم.
خدا همیشه هست. عین خورشید که چه شب و چه روز توی آسمونه!!!!
خورشید همیشه هست اما گاهی اوقات شب و گاهی اوقات هوا ابری میشه و ما بی انصافها نمی بینیمش.
به نظرت چه طور میشه که خدا رو نمیبینیم؟؟!! یه موجود با این عظمت و بزرگی رو چطور از صفحه ی ذهنمون پاک میکنیم؟؟؟ شاید ازبس که پیداست نمی دونیم کجاست؟!! شاید هم....
حتما خیلی بی انصافیم که حقایق رو نمی بینیم.
خدا همیشه هست. عین خورشید که چه شب و چه روز توی آسمونه!!!!
خورشید همیشه هست اما گاهی اوقات شب و گاهی اوقات هوا ابری میشه و ما بی انصافها نمی بینیمش.
به نظرت چه طور میشه که خدا رو نمیبینیم؟؟!! یه موجود با این عظمت و بزرگی رو چطور از صفحه ی ذهنمون پاک میکنیم؟؟؟ شاید ازبس که پیداست نمی دونیم کجاست؟!! شاید هم....
خدا نکنه اونقدر اسمون قلبمون ابری باشه که خورشید حقیقی رو پشتش گم کنیم.
تا جایی که دیگه نفهمیم شبه یا روز. ....
آه ه ه .... کاش ابر های قلبمون بباره و کوچیک شه تا روزنه های امید به قلبمون بتابه. میدونی؟!!!!هیچ وقت نمی خوام حرف قشنگ بزنم برات. یا کلیشه ای صحبت کنم اما...موجودی که قشنگه... حرف زدن ازش هم قشنگ میشه.
راستس من یه ایراد دارم.
صبح هابرای نماز حتی قبل از نماز بیدار میشم. ناخود آگاه. سر یه ساعت به خصوص اما...گاهی اوقات!نه! نه! خیلی لوقات میخوابم...
آخه چرا میذارم به این راحتی نمازم قضا شه؟؟!!!!
شاید.....نه.....حتما خدا وجود داره و می خواد هدایت شم...اما من خودم مشکلم. شاید قبل از اینکه داد بزنم:«خدایا!کمک.» باید خودم رو درست کنم. خدا کمکم کنه.![]()
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۴ ق.ظ توسط Sinjim
|
شهدا شاهد بر باطن و حقیقت عالمند و هم آنان اند که به دیگران حیات میبخشند. سید مرتضی آوینی