نمیدونم چه گناهی کردم و خطایی که بهم اجازه نمیده بهش نزدیک شم.هی نا امیدمیشم. 

دیشب دختری رو دیدم که توی جلسات هفتگی کمیته ی جوانان شرکت میکرد! مغنعه اش گشاد شده بود انگار از پاچه هاش یه تیکه کم کردی بود و به مغنعه اضافه کرده بود. شاید اصرار من برای اومدنش به اون جلسات باعث شد که اون توی مسیر رفت و برگشت به این روز بیفته....!!؟؟؟

برای تزیین سالن بسیج رفتیم مسئولش که یه مرد جوون بود اومد و با خانوما شروع کرد به صحبت و کم کم  کار به قهقه های مستانه رسیدو......تهش یه گناه با دیدن اون صحنه ها حالم بد شد...... اینجا هم گناه.

یادمه توی راه راهپیمایی روز قدس یه نفر به دوستم که با توضیح المسائل قانع کرده بودمش بیاد یه بی احترامی کرد......اینجا هم یه افتضاح....

دیشب رفتم مسجد یاد اومدن معلمم به مسجد و اتفاقاط مرتبط با اون و .....افتادم و به هرچی مرد نامرده  تو دنیا نفرین فرستادم. غافل از اینکه منم جلو خدام نامردی میکنم وووووو........بازم گناه....

صبح که میرفتم دانشگاه.................................

بی خیال بیایید واسه بخشش گنا های دوستامون پیش خدا دعا کنیم شاید ما رو ببخشه..... 

 

ربنا