تمام شد
امروز وقتی تلفن زدم آبجیم تا ببینم حال آق رضا چه طوره وقتی دیدم داد زد که وقتی خوب شدم باید بیای ببینمت...کلی شاد شدم...
دیشب به این فک میکردم که چرا من یه مدته به چیزای منفیه زندگیم فکر میکنم و حوادث ناب و قشنگ رو مث قبلا نمی بینم....تصمیم گرفتم از هر چی لذت میبرم...توی دفتم بنویسم از دیشب شوع کردم در عرض ۲۰ دقیقه...دو صفحه کامل نوشتم ...کلی تعجب کرده بودم.....خیلی باحال بود وقتی خواستم بخوابم.به این فک میکردم که توی این ۲۰ دقیقه همه چیز میخواستن منو خوشحال کنن
دیشب به این فک میکردم که چرا من یه مدته به چیزای منفیه زندگیم فکر میکنم و حوادث ناب و قشنگ رو مث قبلا نمی بینم....تصمیم گرفتم از هر چی لذت میبرم...توی دفتم بنویسم از دیشب شوع کردم در عرض ۲۰ دقیقه...دو صفحه کامل نوشتم ...کلی تعجب کرده بودم.....خیلی باحال بود وقتی خواستم بخوابم.به این فک میکردم که توی این ۲۰ دقیقه همه چیز میخواستن منو خوشحال کنن
+ نوشته شده در شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۶ ق.ظ توسط Sinjim
|
شهدا شاهد بر باطن و حقیقت عالمند و هم آنان اند که به دیگران حیات میبخشند. سید مرتضی آوینی