اعتماد
بابا میره سر کار برای بچه هاش که بینشون یه جوون هست. اما وقتی نوبت پول خرج کردنش میرسه......واویلا راه می افته. (آهاااااااااای جوونایی که باباتون پولداره و خرج میکنه اما محبتش .......اصلا مهر پدری رو تو خونه هاتون نمی چشین. بدونید جوونایی هم هستن که باباشون نه تنها محبت نمیکنه که پولش رو می ذاره توی جیبش و موقع خرج کردن... . نگید:«بابام فکر میکنه ما تو رفاهیم در حالی که اصلا بهمون محبت نمیکنه.» بگید:«حداقل بابای ما برای ما از مایه اش میگذره. بازم ایول داره.»)
بابا به دیگران میگه:«من به جوونم اعتماد دارم.» اما با وجود اینکه گواهی نامه داری نمده یه دور با ماشینش بزنی کلاس بذاری.
مامان به دخترش میگه:«تصمیم تو برام ارزشمنده....هرکاری تو انجام بدی من قبول دارم.» اما وقتی دخترش میره بیرون و یه کم دیر میکنه اونقدر سین جیم میکنش که دختره به خودش هم شک میکنه که نکنه من دارم اشتباه میکنم(؟؟؟)(قابل توجه تو پسر یا آقایی که اینقدر فضا رو برای خونواده های با دختر و دخترای خونواده دار با کارای بی شرمانت تنگ کردی(!!!!!!!))
حالا فکر کن مامان و بابا اینطوری روی بچه- سرمایه ی زندگیشون- سرمایه گذاری میکنن پس بقیه چی کار میکنن؟؟؟؟؟!!!!!!
هرگز نمیخوام شخصی رو توی این مورد مقصر بدونم چون همه مقصر اند. اول این ما جوونا ایم که مقصریم! چرا؟؟؟؟!!!!!
آخه دختر گل تو که اینقدر به خوشگلیت اطمینان داری چرا مغنه ات رو میدی عقب و آرایش میکنی؟؟ چرا باعث میشی این پسرای معصوم توی توهم عشق و هوس گم شن؟
آحه چرا میگی:«من دوست دارم اونا نیگاه نکنن.»؟مگه میشه مغازه دار عطر فروش یه کیسه زباله ی بو گندو بذاره جلوی مغازه و وقتی یکی بهش اعتراض کرد بگه:«مغازه ی خودمه شما بو نکش.»؟؟؟
تو مغازه ی عطری. زیبایی زیاد داری اما با این کارات هم دیگران رو اذیت میکنی هم باعث میشی زیبایی واقعی ات دیده نشه.
و تو داداش گلم. تو چرا این همه ناامنی ایجاد میکنی؟؟؟؟چی میخوای؟میدونم! عرصه بهت تنگ میاد محبت نمیبینی اصلا کسی نیست بفهمه عمق وجودت رو. آخه تو روح بزرگی داری. روح بزرگ توی یه فکر کوچیک جا نمی گیره. آخه چرا روح بزرگت رو که توانایی هر کار بزرگی رو داره محدود میکنی به کارای پست و ذلیل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تو رو خدا نذار به این راحتی هر اهل و نااهلی مردونگیت رو ببره زیر سوال. مثلا چی؟ مثلا همین جوک هایی رو که با هم دیگه میگیم و میخندیم. ترکا رو محکوم کردن به نفهمی یه کم فکر کنیم یا اگه میتونیم باهاشون دم خور شیم. خداییش!نفهم اند؟!! قزوینی های بدبخت رو که... آخه کجای اونا یله است؟!! رشتی هاکه دیگه خیلی وحشتناک توی جوکا جلوه کردن.....حالا واقعا تا این حد بی ناموس اند؟!! لرها هم که همدست ترکا معرفی شدن....؟!!!
آخه چرا ما می ذاریم یه عده پیدا شن و اینطوری مردونگی و انسانیت رو ببرن زیر سوال و لذت بخش و دلبخواه بین جوونا پخش کنن؟چرا؟چرا اینقدر بی خیال دور و برمونیم؟؟!!
بیایید به خودمون اعتماد کنیم تا دیگران هم راحت به ما اطمینان کنن. به
بیایید به خودمون این اطمینان رو بدیم که برای کارای کوچیک آفریده نشدیم
بیایید به کم قانع نباشیم.
گفتم که:«ما روح بزرگی داریم.»
شهدا شاهد بر باطن و حقیقت عالمند و هم آنان اند که به دیگران حیات میبخشند. سید مرتضی آوینی