تصورکن!

بسوزی در عذاب سوختن ها و

تمام گوش و چشم ذهن هاشور سیاهی ها شود اما

بگویی«حق»!!

خدایا!

بخششت اینجاست؟!

وقلبم ضخم دارد

مرحمت را لحظه لحظه باز میخواهد.

کم است و کوچک و زشت است آری

زشت از انبوه فریادی که نشکفته

ولی میخواهدت

لطفت...

           تمام حس یک طماع را در درونم باز میکارد.

sinjim